مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
زمان ثبت : یکشنبه 7 بهمن ماه سال 1386 در ساعت 00:21
نویسنده : پویا
عنوان : دیگه ...
دیگه چهرم احساسم رو نشون نمیده..وقتی تو نگام تشکر باید باشه یه جور تعارف مردنی زنده میشه..وقتی می خوام با یه صدای محکم پشت یکی وایسم..ته ته گلوم ته صدام یه چیزی میلرزه..حتا وقتی می خوام چیزیرو تایید کنم..انگار گردنم خوب حرکت نمی کنه..می خوام رد کنم می خوام بگم هستم..میخوام نباشم..و وقتی می خوام بترسم،یه خودخواهی توی لرزشم هست..


PLZ nazar beDn,ehtyaj be ye barreC daram..