Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
زمان ثبت : یکشنبه 30 تیر ماه سال 1387 در ساعت 22:35
نویسنده : پویا
عنوان :
نه من آدم می شم نه تو خدا!
بیا جمع کنیم دو تایی تا خراب نشده بریم..


زمان ثبت : جمعه 21 تیر ماه سال 1387 در ساعت 13:23
نویسنده : پویا
عنوان : :-؟
جالبه ها!اون موقع که دوست بودیم هیچوقت عکست توی لیست 10 تای 360م نبود..نه بلاگ هام رو می خوندی نه چیزی..
حالا که بهم زدیم همیشه ی خدا جزو 10تای اولی!
تو شاهکاری!


زمان ثبت : پنجشنبه 13 تیر ماه سال 1387 در ساعت 19:06
نویسنده : پویا
عنوان :
سعی کردم تنها بمونم..حتا خدارو بگذارم لب تاقچه یک کم خاک بخوره..ببینه تنهایی چه حالی داره..کمک نگیرم٬اما نمی دونم چی شد..هیچ چیز نشد!اما یه سوراخای سیاهی توی روحم ظاهر شد٬خوب خوب می شناسمشون..


زمان ثبت : چهارشنبه 12 تیر ماه سال 1387 در ساعت 23:02
نویسنده : پویا
عنوان : all alone
سلام تنهایی،
چند ماهیه که گاه و بیگاه میای پیشم از وقتی رفت..تا 4 ماه دیگه م پیشم هستی..شایدم بیشتر..
کاش هیچوقت اینارو نخونی کاش هیچوقت تا روز برگشتنت ندودنی که یه قطره اشکم نریختم و تا روزی که برگردی بغضم رو می خورم..نمی دونم روزی که برگردی چقدر گریه می کنم..نمی دونم..اندازه ی 1سال دوریت..

همیشه تو زندگیم آرزوم بود یکی خودش رو یکبار بگذاره جای من..احساسم رو درک کنه و بعد باهام بحرفه..الحق که یک نفر بیشتر اینکار رو نکرد برام..ولی آرزو به دل موندم که بفهمند من چی می کشم و دم نمی زنم..کاش می فهمیدن چطور فشار رو تحمل می کنم و هیچی نمی گم.. کاش یکبار من رو می فهمیدند..اینها به ظاهر حرفاییه که همه می زنیم..ولی از دست دادن همه کس آدم..دوست،پدر،مادر،و بصورت خاص خواهر خیلی سخته..
سلام تنهایی..